به گفته ی:

رضا نیکدخت "کارشناس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور"

   منابع طبیعی تجدیدشونده اعم از جنگل ها، مراتع، بیابان ها، اراضی کشاورزی و حاصلخیز، از سرمایه های حیاتی هر کشوری هستند. حیات صنایع کشاورزی، دامداری و دامپروری، آب، دارویی و بهداشتی، معدن، مواد ساختمانی، چوب، گردشگری و بسیاری صنایع دیگر به صورت مستقیم و غیر مستقیم به منابع طبیعی تجدید شونده وابسته است. بر همین اساس اشتغال و معیشت گروه کثیری از مردم نیز متکی به این منابع است.

اما موارد فوق تنها جنبه های اقتصادی منابع طبیعی را شامل می شوند. فراتر از این موارد جنبه های اجتماعی و انسانی است. منابع طبیعی سالم، نیاز اولیه جامعه سالم چه از بعد روانی و چه از بعد جسمی است. هوای سالم و پاک و تفرجگاه ها و چشم اندازهای طبیعی از شاخص ترین فواید غیر اقتصادی منابع طبیعی است.

وی می افزاید: منابع طبیعی تجدیدشونده، همچون نیروی انسانی، منابع مالی و ذخایر نفتی جزو سرمایه های ملی این سرزمین هستند و همچون ثروتی که نسل های بعدی هم حق انتفاع از آن را دارند، باید به صورت بهینه مدیریت شوند. در واقع به مخاطره افتادن منابع طبیعی، به مخاطره افتادن بسیاری از صنایع و از همه مهمتر زندگی است.

 

منابع طبیعی پایدار؛ تولید پایدار

هدف توسعه، رفاه و تعالی انسان است. توسعه ای که انسان را از یکی از مهمترین مواهب خدادادی همچون طبیعت و منابع طبیعی محروم سازد، توسعه نیست بلکه تخریب است. در واقع توسعه و تخریب دو روی یک سکه هستند.

افزایش تولیدات زراعی و باغی از طریق افزایش بی ضابطه سطح زیر کشت، افزایش تولیدات دامی از طریق فشار بیش از حد بر مراتع، گسترش صنعت بدون در نظر گرفتن استانداردهای زیست محیطی، افزایش برداشت از معادن بدون در نظر گرفتن موارد آسیب رسانی به منابع طبیعی، توسعه جاده ها و لوله های انتقال مواد سوختی با اولویت قرار دادن صرفه اقتصادی و در نظر نگرفتن اولویت آسیب رسانی کمتر به جنگل ها از مواردی است که باعث تخریب منابع طبیعی و ناپایداری آن می شوند. همه این موارد حاصل بخشی نگری و عدم جامع نگری در تصمیم است. در واقع اگر چه در آن بخش شاهد توسعه و رونق البته در کوتاه مدت- خواهیم بود، اما برایند این فعالیت در بعد کلان و بلندمدت- به سمت تخریب حرکت می کند و نه توسعه.

در نتیجه ادامه چنین روندی شاهد پیشی گرفتن تخریب منابع طبیعی از تجدید شوندگی این منابع خواهیم بود. کاهش پوشش گیاهی(کاهش تولیدات دامی و گیاهان دارویی)، افزایش کمیت و شدت سیل(و به تبع آن خسارت های مالی و جانی)، شورشدن اراضی(بدلیل بهره برداری غیر اصولی از معادن و اراضی)، بیابانی شدن اراضی و افزایش ریزگردها و شن های روان(آسیب به تأسیسات صنعتی و حمل و نقل و . . . )، کاهش تولیدات کشاورزی، افزایش مهاجرت و گسترش مشاغل کاذب تنها گوشه ای از خساراتی است که از تخریب منابع طبیعی منتج می شود. چنین تخریبی، آسیب پذیری اقتصادی و احتمال قریب به یقین، آسیب پذیری سیاسی را به همراه خواهد آورد.

 

پی نوشت:

 

امروزه منابع طبیعی را باید مهمترین سرمایه استراتژیک کشور قلمداد کرد و از هر ظرفیتی برای محافظت از آن دریغ نکرد.